خدایا!!
انگشت نمای مردم شهر شده ام......!
شیرین ندیده اند که تیشه بدست گیرد وبه سمت بیستون راه افتد......!
.
.
.
اسم هردویمان را در گینس ثبت میکنند
تو در دروغ گفتن رکورد زدی...
من در باور کردن.....!!
.
.
.
داغونی ام از آنجا شروع شد که فهمیدم .....
از میان این همه "بود"
من در آرزوی یکی ام که " نبود "
.
.
.
خدایا !!!!
خط ونشان دوزخت را برایم نکش...
جهنم تر از نبودنش جایی را سراغ ندارم....
.
.
.
خدايـــا ؛
ايـن روزهــا حرفهـــايم
بوی ناشـــکري مي دهنــد ...
امـــا تـــو...
بـه حســـاب تنهــايي و درد دل بگـــذار...!
.
.
.
از مــــــــا کــــه گذشـــت !
ولـــی بــــه دیـــگری موقــتی بـــودنت را گوشـزد کن
تـــا از همان اول فکـــری بـــه حال جـــای خـــالیت کنـد!
.
.
.
ترک میکنم و تنهایت میگذارم....
تا بیش از این انرژی ات را صرف نکنی برای....
صادقانه دروغ گفتن
خالصانه خیانت کردن
و عاشقانه بی وفایی کردن....
و هر چه بیشتر خودت را از چشمم انداختن...!!!!
و چه حس پوچی بود این که میپنداشتم... لایق اعتمادی....
.
.
.
دود سیگارم را هزاران بار به تو ترجیح میدم
کم رنگ هست اما دورنگ نیست!
.
.
.
سیگارش را میگذارد زیر لبش میگوید:
اتیش داری!؟
جواب میدم:
توی جیبم که نه ....
ولی در دلم دارم...
به کارت می اید....!؟
.
.
.
گفت چند سال داری؟
گفتم:روزهای تکراری زندگیم را خط بزنی
کودکی چند ساله ام.
.
.
.
میدانی آنها که از چشم می افتند
دقیقا کجا می افتند؟
دنبال خودم میگردم!!!!!!!!
.
.
.
چشم هایم را پـرخواهم کرد از اشکهایت...
دستهایم را از خیالت بر نخواهم داشت...
تو....
هر چه میخواهی دور شو....
بوی عطرت هنوز نزدیک من است...
.
.
.
روزهایم را
خیابان های شهر می گیرند
شب هایم را؛ خواب های تو.
.
.
.
مـن می بـافـم …
تـو می بـافـی … .
مـن بـرای تـو کـلاه ؛ تـا سـرت گـرم شـود ،
تـو بـرای مـن دروغ ؛ تـا دلـم گـرم شـود!!
.
.
.
آرزوی قشنگی است
داشتن رد پای تو
کنار رد پای من
اما هنوز
نه برف آمده و نه تو .....!
.
.
.
گاهی چه اصرار بیهوده ایست اثبات دوست داشتنمان
چراکه بیشتر دوستمان دارند وقتی دوستشان نداریم!
.
.
.
روزهای بلند بی تو بودن می گذرند
اما دل نوشته هایم هنوز
بوی تو را می دهد...!!!
دفتر دل یک ساله شد ...