مشترک گرامي ورود شما به قلب فرستنده ي پيام با موفقيت انجام شد ، خروج امکان پذير نميباشد
ღ♥ღ
تا بدين لحظه نمي دانستم ياس اينقدر اصالت دارد
من برايت گل ياسي چيدم چون گل ياس به اندازه ي يک عشق صداقت دارد
ღ♥ღ
اگه روزي خواستي بگي دوست ندارم ، آروم آروم بگو تا آهسته آهسته بميرم
ღ♥ღ
ميگن غروب آفتاب غمگينه ، اما هيچ غروبي غمگين تر از دوري تو نيست
ღ♥ღ
دعا ميکنم هيچگاه چشمهاي زيباي تو را در انحصار قطره هاي اشک نبينم و تو برايم دعا کن ابر چشمهايم فقط براي تو ببارد
ღ♥ღ
شب در خم گيسوي تو عابر ميشد
با هر نفست بهار ظاهر ميشد
اي فلسفه ي شگفت ، افلاطون هم
با ديدن چشمان تو عاشق ميشد
ღ♥ღ
تو مرجاني ، تو در جاني ، تو مرواريد غلتاني / اگر قلبم صدف باشد ميان آن تو پنهاني
ღ♥ღ
ما اهل دليم اشاره را مي فهميم
راز شب پر ستاره را مي فهميم
با پنجره هاي بسته عادت داريم
با هرچه دل شکسته نسبت داريم
ღ♥ღ
اتل متل صفاتو ، دلم کرده هواتو !
الهي زود ببينم ، صورت مثل ماه تو
ღ♥ღ
چشم مستت به پاکي درياست
قهر و نازت براي من زيباست
با تو هيچ از خدا نمي خواهم
با تو بودن براي من دنياست
ღ♥ღ
خواب راحت نکند آنکه خيالي دارد
تو چه داني دل من بي تو چه حالي دارد
ღ♥ღ
در انتهاي نگاهت کلبه اي مي سازم تا مبادا بگويي از دل برود هر آنکه از ديده برفت
ღ♥ღ
تو مپندار که خاموشي من ذکر فراموشي توست
بلکه هر لحظه دلم مست تماشايي توست
ღ♥ღ
دل ، عشق پر از رنگ و ريا دوست نداشت
يک لحظه تو را ز من جدا دوست نداشت
اي آينه دار خلوتم باور کن
اندازه ي من کسي تو را دوست نداشت
ღ♥ღ
بايد به تماشاي نديدن برسي/ بي بال به اوج پر کشيدن برسي
رازيست ميان جاده و مرد سفر/ از خود بگذر تا به رسيدن برسي
ღ♥ღ
تو کيستي که من اينگونه بي تو بي تابم
شب از هجوم خيالت نميبرد خوابم
تو چيستي که من از موج هر تبسم تو
به سان قايق سرگشته روي گردابم
ღ♥ღ
کبوتر لانه من بام توست/ کچا روم مرغ دلم رام توست
پادشته کشور عشقم ولي/ نگين انگشتريم نام توست
ღ♥ღ
آه ، تنهايي ما غمگين است
درد دوري به دلم سنگين است
ياد ايام گذشته به دلم
زنده بادا که چقدر رنگين است
ღ♥ღ
اينجا آسمان ابريست ، آنجا را نميدانم
اينجا شده پاييز ، آنجا را نميدانم
اينجا فقط رنگ است ، آنجا را نميدانم
اينجا دلي تنگ است ، آنجا را نميدانم
ღ♥ღ
وقتي نگاه تو به دنيا افتاد يک حس عجيب در دل ما افتاد
در گوش بهار اسمان چيزي گفت ، نام تو سر زبان گلها افتاد
ღ♥ღ
دريا باش تا بعضي ها از با تو بودن لذت ببرند و آنها که لياقت ندارند در تو غرق شوند
ღ♥ღ
تو به پاکي عقيقي
مثل درياها عميقي
فهميدي چرا مي خوامت؟
آخه بهترين رفيقي
ღ♥ღ
چشم مست تو عجب جلو گه بيداد است/ خم ابروي تو سرمشق کدام استاد است
خم ابروي تو را ديدم و رفتم به سجود/ صيد را زنده گرفتن هنر صياد است
ღ♥ღ
بي تو در خلوت دل چشم به راهت دارم
چه کنم دست خودم نيست که دوستت دارم
ღ♥ღ
برو جلوي آينه ببين کي توشه ، اگه اون نباشه ميخوام دنيا نباشه
ღ♥ღ
زندگي وقتي قشنگه که دلي براي دلي تنگ ميشه ، الان زندگيم خيلي قشنگه
ღ♥ღ
اگه ديدي يه روزي از قلبت دود بلند شد نترس ! اون منم که معتاد محبتت شدم
ღ♥ღ
ما غصه خور تلخي فرياد شماييم/ شاديم در آن لحظه که در ياد شماييم
ღ♥ღ
زير پر نور ترين ستاره هاي آسمان کوير هم ، تو همچنان درخشان تري
ღ♥ღ
گر ديدي دلي تنها نشسته
ميان رنج غم ها تک نشسته
نگو آن دل چرا تنها نشسته
بدان که دوريت آن را شکسته
ღ♥ღ
اگر درياي دل آبيست ، تويي فانوس شبهايش
اگر حرفي زدم از کل ، تويي مفهوم و معنايش
ღ♥ღ
سايه ها محصول پشت کردن ديوارها به آفتابند ، گستاخي ديوارها را تقليد نکنيم تا آفتابي بمانيم
ღ♥ღ
دم به دم ساعت به ساعت يادتم
گر خوشم با ناخوشم در هر دو حالت يادم
ღ♥ღ
قلمي خواهم ساخت از ني باغ بهشت ، جوهر از شيشه ي ذات ، کاغذ از صفحه ي دل ، نور از شمع حيات ، تا نويسم همه جا ، نام زيباي تو را.
ღ♥ღ
گرچه يوسف را عزيز مصر با درهم و دينار خريد
من تو را با نقد جان و دل خريدارم
ღ♥ღ
به کوتاهي لحظات با هم بودن منگر ، به وسعت لحظاتي نگاه کن که به يادت هستم
ღ♥ღ
هرچه هستم هرچه هستي ، توي قلبم ريشه بستي
هرچه باشم هرچه باشي ، نميشه ازم جداشي
ღ♥ღ
قسم خوردم هميشه با تو باشم
در اين دنيا فقط مال تو باشم
اگر ماندي در اين دنيا عاشق
من هم به خاطر تو زنده باشم
ღ♥ღ
خواندمت گل تا بداني از هزاران گل سري
يک جهان گل ديده ام اما تو چيز ديگري
ღ♥ღ
دل نزد تو است اگرچه دوري ز برم
جوياي تو ام اگر نپرسي خبرم
خالي نشود خيالت از چشم ترم
در قلب مني اگرچه جاي دگرم
ღ♥ღ
ميدوني مترسک به کلاغ چي گفت ؟ گفت هرچي ميخواي نوکم بزن ، ولي تنهام نزار !
ღ♥ღ
ميدوني چرا خورشيد داغه ؟ چون ميبينه تو مال مني آتيش ميگيره
ღ♥ღ
کدامين شاخه ي گل را به خاطر مرامت تقديمت کنم که وجودت عطر تمام گلهاست
ღ♥ღ
شب ساعت ابري مرا داد به تو
افتاد نگاه خسته ي باد به تو
باران زد و خيس شد تن خاطره ها
باران زد و باز يادم افتاد به تو
ღ♥ღ
بزار بگم دوست دارم
ساده و راحت و بلند
آخه هميشه دوري ها
از توي سکوت مياند
ღ♥ღ
عشق يعني رفتن از شهر بهار
با دو چشم تر به سوي روزگار
عشق يعني بي وفايي هاي يار
عشق يعني سالها در انتظار
ღ♥ღ
غريبانه در سکوت سهمگين نامت را بر حاشيه ي قلبم حک کردم تا با هر ضربانش بگويم دوستت دارم ، هيچوقت تو و محبتهايت را از ياد نمي برم
ღ♥ღ
ستاره ها هم خاموش مي شوند
اما در دل شب
درخشان ترين ستاره برايت خواهم بود
ღ♥ღ
شما مخاطبان عزيز مي توانيد پيامک هاي خود را به ايميل زير بفرستيد، تا در صورت موافقت شما، با ذکر نام در سايت درج شود
09367880551
برچسب :