داستان »
داستانهای مختلف
آقا موشه عاشق جمع کردن قوطی کبریت بود. هر وقت یک قوطی کبریت خالی می دید، فوری آن را بر می داشت و به لانه اش می برد؛ ولی خانم موشه اصلاً از این کار خوشش نمی آمد و مدام به او غر می زد. بالاخره یک روز با عصبانیت به آقا موشه گفت: «چقدر قوطی کبریت جمع می کنی؟! اینها که هیچ استفاده ای ندارد. تو باید همین امروز همه را دور بیندازی. من دیگر نمی توانم از بین این همه قوطی کبریت درست راه بروم.»
352 مشاهده
ارسال اس ام اس هاي جديد هر شب به ایمیل شما اینجا کلیک کنید 
داستان »
داستانهای مختلف
سه دوست در یک اتومبیل به مسافرت رفته بودند و
متاسفانه یک تصادف مرگبار باعث شد که هر سه در جا کشته شوند
یک لحظه بعد روح هر سه دم دروازه بهشت بود و
فرشته نگهبان بهشت داشت آماده می شد که آنها را به بهشت راه دهد...
یک سوال!!!
الان که هر سه تا دارین وارد بهشت می شین اونجا......
629 مشاهده
ارسال اس ام اس هاي جديد هر شب به ایمیل شما اینجا کلیک کنید 
داستان »
داستان های حکمت آمیز
روزی روبرت دوونسنزو گلف باز بزرگ آرژانتینی، پس از بردن مسابقه و دریافت چک قهرمانی لبخند بر لب مقابل دوربین خبرنگاران وارد رختکن می شود تا آماده رفتن شود.
پس از ساعتی، او داخل پارکینگ تک و تنها به طرف ماشینش می رفت که زنی به وی نزدیک می شود............................................................
453 مشاهده
ارسال اس ام اس هاي جديد هر شب به ایمیل شما اینجا کلیک کنید 
داستان »
داستان های حکمت آمیز
داستانی حکمت امیزوزیبا
کوه بلندی بود که لانه عقابی با چهار تخم، بر بلندای آن قرار داشت.
یک روز زلزله ای کوه را به لرزه در آورد و باعث شد که یکی از تخم ها از دامنه کوه به پایین بلغزد.
بر حسب اتفاق آن تخم به مزرعه ای رسید که پر از مرغ و خروس بود.
مرغ و خروس ها می دانستند که باید از این تخم مراقبت کنند و بالاخره هم مرغ پیری داوطلب شد تا روی آن بنشیند و آن را گرم نگهدارد تا جوجه به دنیا بیاید.
یک روز تخم شکست و جوجه عقاب از آن بیرون آمد.................
105 مشاهده
ارسال اس ام اس هاي جديد هر شب به ایمیل شما اینجا کلیک کنید 
داستان
چند روز پیش دختر کوچولوی سه سالهی یکی از دوستانم که اومده بود خونه ی ما
با دیدن سوسک در آشپزخانه ما ذوق کرد و جلو رفت تا با دست کوچکش سوسک را ناز کند مامانش گفت خونه جدیدمون پر از سوسک بود وقتی این به دنیا آمد برای این که اذیت نشه هر روز رفتیم با سوسکها حرف زدیم و بازی کردیم. آوردیم و آنها را شریک کردیم در روزمرگیهایمان گفتیم قانون خانه را عوض کنیم طوری که سوسک دیگر باعث چندش و وحشت و ناآرامی ما نباشد.
ولی من چه؟؟هنوز...
ترس های کودکی ام پا برجاست
ناخوابی های من
و شنیده هایی از
دیو و غول
کاش
بیشتر از صورت مهربان خدا
می گفتند
80 مشاهده
ارسال اس ام اس هاي جديد هر شب به ایمیل شما اینجا کلیک کنید 
داستان »
داستان های حکمت آمیز
زندگی خیلی کوتاه است، زمان زود میگذره
هیچ کسی نمیدونه فردا چه اتفاقی میافتد
هرگز همدیگر را تنها نگذارید
همدیگر را دوست داشته باشیم
اوا اکوال (Eva Ekvall) در سن 17 سالگی و در سال 2001 به عنوان زیباترین زن ونزوئلا در سال 2001 انتخاب شد و اسم او در لیست زیبا ترین و جذاب ترین زن جهان قرار گرفت...
643 مشاهده
ارسال اس ام اس هاي جديد هر شب به ایمیل شما اینجا کلیک کنید 
داستان »
داستان های حکمت آمیز
روزی رسول خدا (صل الله علیه و آله) نشسته بود، عزراییل به زیارت آن حضرت آمد. پیامبر(صل الله علیه و آله) از او پرسید: ای برادر! چندین هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسان ها هستی، آیا در هنگام جان کندن آنها دلت برای کسی سوخته است؟
عزارییل گفت در این مدت دلم برای دو نفر سوخت:...................................................
701 مشاهده
ارسال اس ام اس هاي جديد هر شب به ایمیل شما اینجا کلیک کنید 
داستان »
داستانهای طنز
کلاه فروشی روزی از جنگلی می گذشت.
تصمیم گرفت زیر درخت مدتی استراحت کند.
لذا کلاه ها را کنار گذاشت و خوابید.
ادامه مطلب ببینید
683 مشاهده
ارسال اس ام اس هاي جديد هر شب به ایمیل شما اینجا کلیک کنید 
داستان »
داستانهای طنز کوتاه
مادر زن!
زنى سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.
یکروز تصمیم گرفت میزان علاقهاى که دامادهایش به او دارند را ارزیابى کند.
یکى از دامادها را به خانهاش دعوت کرد و در حالى که در کنار استخر قدم مىزدند از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت.
دامادش..................................................
1353 مشاهده
ارسال اس ام اس هاي جديد هر شب به ایمیل شما اینجا کلیک کنید 
داستان »
داستانهای طنز کوتاه
تفکری بسیار خنده دار از نوع ایرانی
یک ایرانی وارد بانکی در منهتن نیویورک شد و یک بلیط از دستگاه گرفت…
وقتی شمارش از بلندگو اعلام شد بلند شد و پیش کارشناس بانک رفت و گفت که برای مدت دو هفته قصد سفر تجاری به اروپا را داره و به همین دلیل نیاز به یک وام فوری بمبلغ ۵۰۰۰ دلار داره. »»»
کارشناس نگاهی به تیپ و لباس موجه مرد کرد و گفت .......................................................
1058 مشاهده
ارسال اس ام اس هاي جديد هر شب به ایمیل شما اینجا کلیک کنید 