چت باکس
 
badboy
امروز ، 12:07:47

badboy,
اصن اعتماد بنفسم تو حلقم........و.الا..........اصن اعتماد بنفس درحد رونالدو...........خخخخخخخخخ......
badboy
امروز ، 12:06:17

هیچکسی نیست................یعنی از من بیکارتر والاف تر کسی نیست............؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خخخخخخخخخخخ
خخ.............اره هست اونایی که پست میذارن و من لایکشون نمیکنم................هههههههههه
badboy
امروز ، 12:04:09

عوارض جانبی بعد از یک شکست عشقی چیه؟
در آوردن گوشی از حالت سایلنت!
نبردن گوشی به دستشویی و حمام!
از رمز درآوردن اینباکس گوشی!
پاک کردن آثار جرم!!
خواب راحت...
زندگی راحت...
آرامش همراه با گریه!!
تموم نشدن شارژ ایرانسل بعد 6 ساعت
badboy
امروز ، 11:59:59

برای بدست آوردنت نمی جنگم… !
به تکدی قلبت هم نمی آیم… !
دوستــــــــــــــت دارم
فــــــــــارغ از داشتنـــــــــتـــــ . . .
badboy
امروز ، 11:58:58

دختر خاله 8 سالم اومده ميگه شماره ي منو بزن تو گوشيت داشته باشي
منم خنديدم گفتم ما ايرانسل قبول نميکنيم
.
.
.
.
.
.
.
اومد جلو لپمو گرفت کشيد گفت ماام همراه اولمونو به هر کسي نميديم.
badboy
امروز ، 11:57:44

amirali021,
سلام روماهت..............داداش نگفتم عاشق نشو..........خخخخخخخخ
badboy
امروز ، 11:57:06

همیشه فکر نکن هر کی دوست داره به یادته
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
بدون هر کی به یادته دوست داره...
amirali021
امروز ، 11:53:24

215
badboy
امروز ، 11:51:29

یه ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺍﻧﻘﺪ ﺧﺎﺳﺘﮕﺎﺭ ﺑﻮﺩ ﺩﺧﺘﺮﺍ ﺍﻟﮑﯽ ﺣﻠﻘﻪ ﺩﺳﺘﺸﻮﻥ
ﻣﯿﮑﺮﺩﻥ ﮐﺴﯽ ﻣﺰﺍﺣﻢ ﻧﺸﻪ !
ﺍﻻﻥ ﺁﺳﺘﯿﻦ ﻣﺎﻧﺘﻮ ﺭﻭ ﺗﺎ ﺁﺭﻧﺞ ﻣﯿﺪﻥ ﺑﺎﻻ ﻫﻤﻪ ﺑﺒﯿﻨﻦ
ﭼﯿﺰﯼ
ﻧﯿﺴﺖ؛ﺑﺎﺯﻡ ﺧﺎﺳﺘﮕﺎﺭ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺖ ......
badboy
امروز ، 11:50:47

ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ***ﺭﻧﮕﯿﻦ ﮐﻤﺎﻥ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺗﻮﺳﺖ *** ﮐﻪ .... ﺑﺎ ﻫﺮ ﺗﺮﻧﻢ ﺑﺎﺭﺍﻥ... ﺷﮑﻞ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ !
« ﻓﻘﻂ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺑﺎﺵ »

تنها عضو سایت می تواند پیام ارسال نماید
نظر سنجی
نظر شما در مورد قالب جدید
این بهتره
قبلی بهتر بود
در کل جالب شده
دمت گرم
اصلا جالب نیست

تبلیغات
موضوعات
تبلیغات متنی
سانجا اس ام اس:سانجا اس ام اس
تبلیغات
گفتگو باخدا....



گفتگو باخدا....




خدا: بنده ي من نماز شب بخوان و آن يازده رکعت است.

بنده: خدايا ! خسته ام! نمي توانم.

خدا: بنده ي من، دو رکعت نماز شفع و يک رکعت نماز وتر بخوان.

بنده: خدايا ! خسته ام برايم مشکل است نيمه شب بيدار شوم…

خدا: بنده ي من قبل از خواب اين سه رکعت را بخوان

بنده: خدايا سه رکعت زياد است

خدا: بنده ي من فقط يک رکعت نماز وتر بخوان

بنده: خدايا ! امروز خيلي خسته ام! آيا راه ديگري ندارد؟

خدا: بنده ي من قبل از خواب وضو بگير و رو به آسمان کن و بگو يا الله

بنده: خدايا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم مي پرد!

خدا: بنده ي من همانجا که دراز کشيده اي تيمم کن و بگو يا الله

بنده: خدايا هوا سرد است!نمي توانم دستانم را از زير پتو در بياورم

خدا: بنده ي من در دلت بگو يا الله ما نماز شب برايت حساب مي کنيم

بنده اعتنايي نمي کند و مي خوابد

خدا: ملائکه ي من! ببينيد من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابيده است چيزي به اذان صبح

نمانده او را بيدار کنيد دلم برايش تنگ شده است امشب با من حرف نزده.

ملائکه: خداوندا! دوباره او را بيدار کرديم ،اما باز خوابيد

خدا: ملائکه ي من در گوشش بگوييد پروردگارت منتظر توست

ملائکه: پروردگارا! باز هم بيدار نمي شود!

خدا: اذان صبح را مي گويند هنگام طلوع آفتاب است اي بنده ي من بيدار شو نماز صبحت

قضا مي شود خورشيد از مشرق سر بر مي آورد

ملائکه:خداوندا نمي خواهي با او قهر کني؟

خدا: او جز من کسي را ندارد…شايد توبه کرد…



بنده ي من تو به هنگامي که به نماز مي ايستي من آنچنان گوش فرا ميدهم

که انگار همين يک بنده را دارم و توچنان غافلي که گويا صد ها خدا داري...!!!!



دسته بندی: داستان » داستان های حکمت آمیز
بازگشت
بازدید کننده عزیز, شما هنوز به عضویت سایت در نیامده اید.
پیشنهاد می کنم در سایت ثبت نام کنید و یا وارد سایت شوید.
3 اردیبهشت 1391 22:16
  • نویسنده: سینا
  • تاریخ ثبت نام: --
  • تعداد مطالب: 0
  • تعداد نظرات: 0
داستان بسیار زیبای "ما و خدا"
نام:*

ایمیل:*
پررنگ کج خط دار خط دار در وسط | سمت چپ وسط سمت راست | قرار دادن شکلک قراردادن لینکقرار دادن لینک حفاظت شده انتخاب رنگ | پنهان کردن متن قراردادن نقل قول تبدیل نوشته ها به زبان روسی قراردادن Spoiler
کد را وارد کنید: *

تبلیغات